محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

318

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

به اوج عزت و جلال صعود نموده بعد از كشته شدن مرشد قليخان ، بشرف منصب جليلة المراتب وزارت پادشاه سكندر اساس شاه عباس مشرّف گرديده سرافتخار و فرق اعتبارش از ذروهء فلك دوار برگذشت و آن آصف سليمان مرتبت به دلى قوى و املى فسيح ، بر سرير آصفى تكيه زده از پرتو آفتاب [ 175 ] التفات شاهى درگاه خلايق پناهش ، ملاذ و معاذ رعيت و سپاهى گشت . شعر چو بر مسند آصفى تكيه زد * لواى سليمانى افراخت قد چنان رايت عدل شه برفراخت * كه خورشيد در سايه‌اش خانه ساخت مزين چنان ساخت اركان ملك * كه ياقوت عدل آمد از كان ملك و ليكن حسد برد بر كار او * بهم زد فلك زود بازار او سرش گرچه از اوج گردون گذشت * ولى در زمين عاقبت پست گشت چو خورشيد شد گرچه گردون سرير * ولى زود از آن اوج آمد به زير تصريح اين لفظ مبهم و تبيين اين شرح درهم آنكه ، نوّاب سكندر اساس ، بعد از آنكه خاطر بيضا مآثر ، از سرانجام مهام سركار مشهد مقدس فارغ ساختند ، رايت آفتاب اشراق بصوب ممالك عراق افراختند و چون سايهء وصول ، بر ساحت ولايت تربت و آن حدود افتاد ، اركان دولت را در طى طريق عراق [ آراى ] مختلفه روى نمود . نوّاب آصف جاهى را طريق يزد موافق رأى عالم آراى بود و اكثر امراى عظام را سلوك سبيل دامغان مناسب دولت مينمود . در اثناى قرارداد قطع مسافت و سلوك آن طريق پرآفت ، بعضى از امراى سليمان شأن كه طاقت بار شكوه و شأن آن وزير آصف مكان نداشتند و تكبّر و تجبّر آن جناب را گردن اطاعت و انقياد نهادن صعب مينمود ، فرصت يافته درين وقت انگيزهء مادهء عناد كرده بدمهاى فساد آميز باعث اطفاى شعلهء شمع زندگانى